در پس تنهایی هم گلها می رویند!!
در دل تنهایم کسی می آید!
نفسی هم نفسی باز دمی می آید!
اینچنین است ز فریاد دلم آیا کسی می آید!
گو فلانی هم آمد اما بهرچه از کجا آمد نمی دانم! رفت!!
گو دلی برای شنیدن می آید!
گویم از درد! ننالم من!! گویما ای دل به دری روی کسی می آید!
تا کی من گویم که آید یا رود؟ ای دلا از دل دیوانه به که گویم من!!
اشک می آید این بود همدمم!
اشک می آید این بود همدمم!
اشک زجانم زجانم می آید!
چکنم با غربت خویش با غمم که یار زمن تا کی می ماند!!
در تنها ترین تنهایی هایم می نویسم که درب قلب مرا گلی به صدا در آورده است! ای وای آیا می ماند یا که میرود! قلبم درد میکنه! نفسم به شماره افتاده!! در تنهایی هایم تنها مانده ام!!
مونسم می مانی یا که همچون بادی گذرا می مانی؟؟
تا کی؟؟